تبلیغات
دعای فرج طرید - حضرت زهرا سلام الله علیها، بانوی بانوان جهان از اپتدای عالم تا انتها

حضرت زهرا سلام الله علیها، بانوی بانوان جهان از اپتدای عالم تا انتها، بانویی که خداوند متعال از خشمش، خشمگین و از خشنودی اش، خشنود می گردد که بود ؟
در ابتدا به پاره ای از احادیث (چه از مدارک تشیع و چه از مدارک اهل سنت) می پردازیم تا شأن و منزلت حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها برایمان روشن تر گردد، انشالله.
1- از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت گردیده که حضرتش فرمودند:
لمّا خلق الله الجنَّة خلقها من نو وجهه، ثمَّ أخذ ذلک النور فقذفه فأصابنی ثلث النور، و أصاب فاطمة ثلث النور، و أصاب علیّاً و أهل بیته ثلث النور. فمن أصابه من ذلک النور اهتدی إلی ولایة آل محمّد، و من لم یصبه من ذلک النور ضلَّ عن ولایة آل محمّد(صلی الله علیه و آله سلم)10
آنگاه که خداوند بهشت از نور خود بیافرید، آن نور را گرفته و یک سومش را به من و ثلث دومش را به فاطمه و ثلث آخرش را به علی و اهل بیتش داد. پس هرکس این نور بر او بتابد به ولایت آل محمّد هدایت می شود و هر کس که از تابیدن محروم ماند گمراه گردد.
گردآورنده گوید: دقّت و تدبر در این روایت جلالت قدر و علوّ شأن حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را روشن می سازد؛ زیرا خداوند تبارک و تعالی او را در نورانیت قسیم و هم عرض پدر و شوهر و فرزندانش قرار داده است. به جانم سوگند، حصول این رتبه برای هر کس میسّر نیست و دریایی است که ژرفای آن از دیده ی ادراک غوّاصان بحر معارف و حکم پنهان است.
 

2- از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده است که:
یبعث الله الأنبیاء یوم القیامة علی الدوابِّ، و یبعث صالحاً علی ناقته کیما یوافی بالمؤمنین من أصحابه المحشر، و تبعث فاطمة و الحسن و الحسین(علیهم اسلام) علی ناقتین من نوق الجنَّة، و علیّ بن أبی طالب علی ناقتی، و أنا علی البراق، و یبعث بلالاً علی ناقته فیتادی بالأذان – الحدیث.11
خداوند پیامبران را در روز حشر درحالی که سوار بر چهارپایان اند برمی انگیزد و صالح پیغامبر بر شترش برانگیخته می شود، تا به یاران خود در صحرای قیامت ملحق گردد. فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام وارد صحرا می شوند درحالیکه یر دو شتر از شتران بهشت سوار هستند. علی بر شتر من و من بر براق سوار هستم. بلال هم برانگیخته می شود درحالیکه بر شترش سوار است و صدایش را به اذان بلند کرده است...
3- از عایشه روایت شده است که گفت:
سوگند به خدایی که معبودی جز او نیست، راه رفتن فاطمه همچون مشی رسول خدا بود. چون پیامبر او را دید، فرمود: خوش آمدی دخترم، خوش آمدی دخترم. فاطمه گوید: آنگاه پیامبر به من فرمودند: آیا خشنود نیستی از این که به صحرای محشر قدم نهی حال آنکه بانوی بانوان جهان باشی ؟ 12
4- شهاب الدّین آلوسی گوید: از ابن عباس روایت شده که گفت رسول خدا فرمودند:
أربع نسوة سادات عالمهنّ: مریم بنت عمران، و آسیة بنت مزاحم، و خدیجة بنت خویلد، و فاطمة بنت محمّد، و أفضلهنّ عالماً فاطمة.
چهار زن هستند که سرور زنان عالمند: مریم دختر عمران، آسیه دختر مزاحم، خدیجه دختر خویلد و فاطمه دختر محمد، که برترین آنان از جهت علم فاطمه است.
...فاطمه زهرا از این جهت که پاره ی تن رسول خداست و از جهات و حیثیّات دیگر بر دیگر زنان عالم برتری دارد و روایاتی که دیگر زنان را از جهاتی بر فاطمه برتر می شمرند، خدشه ای به افضلیّت او در مجموع وارد نمی کنند؛ زیرا پاره ی تن آقای تمامی موجودات بودن قابل مقایسه با دیگر امور نیست. و أین الثّریا من ید المتناول1و2
این صریح کلام زینی دحلان، مفتی مذهب شافعی است (مدرک این سخن در کتاب «سیرة النبویه»اش در قسمت تزویج فاطمه با علی علیهم السلام می باشد ) که می گوید: او زهرا و بتول است و برترین بانوی جهان می باشد، حتی نسبت به مریم دختر عمران، مه این مطلب را مقریزی و زرشکی و سیوطی در کتاب «شرح النّقابة» و«شرح جمع الجوامع» با دلایلی آشکار بیان داشته اند. آنها چنین استدلال نموده اند که این امّت از برترین امّتها می باشد، از این رو فاطمه که برترین زنان این امّت است بر افراد امم دیگر برتری دارد. همچنین مریم در زمره انبیاء نبوده است و علما بر این نظر اجماع دارند که مقام شامخ نبوّت به زن نمی رسد؛ پس با روایتی که ترمذی از پیامبر نقل کرده مبنی بر این که «مریم برترین زنان دوران خود بود و فاطمه علیها السلام برترین بانوی دوره ی خود است.3» می توان افضلیت فاطمه علیها السلام را اثبات نمود( به توجیهی که در فوق مذکوراقتاد ). علاوه بر این، روایتی دیگر در این باب  وارد شده است که برای گفتار ما دلیلی دیگر می باشد و و ان این است که عبدالبرّ روایت نموده است که پیامبر خدا فرمودند:
«یا بنیّة، ألا ترضین أنّک سیّدة نساء العالمین؟ قالت: یا أبت فأین مریم؟ قال: تلک سیّة نساء عالمها»
دخترکم! آیا خشنود نیستی از اینکه بانوی بانوان جهان باشی؟ فاطمه فرمود: پس مریم چه؟ پیامبر فرمود: او بانوی بانوان دوران خود بود.
و همچنین روایتی دیگر که طبرانی به اسناد خود از شیخین نقل کرده است که عایشه گفت: «ندیدم کسی را برتر و با فضیلت تر از فاطمه، مگر پدرش»4
5- رسوا خدا فرمودند:
فاطمة بضعة منِّی، فمن أغضبها أغضبنی.5
فاطمه پاره تن من است، هرکه او را به خشم آورد مرا به خشم آورده آست.
6- رسوا خدا فرمودند:
إنَّما فاطمة بضعة منِّی، یؤذینی ما آذاها.6
فاطمه پاره تن من است، آزار او آزارم می باشد.
 
علامه مجلسی چنین گوید:
بدان! همان اهل سنت درکتبی به نام صحاح (!) مشهور گردیده به وفور روایت نموده اند که هر کس با امام زمان خود به مخالفت برخیزد و از تحت انقیاد او خارج گردد، و یا او را نشناخته به دیگر سرای بشتابد به مرگ جاهلیت مرده است. در کتاب جامع الاصول از صحیح مسلم و نسایی، و آنها از ابوهریره نقل کرده اند که رسول خدا فرمودند:
«کسی که ا زانقیاد خارج گردد و ان حال بدرود حیات گوید به مرگ جاهلیت مرده است».
و امّا اخباری که از طریق اصحاب ما (علمای امامیّه) می باشد افزون تر از ان است که به شمارش درآید.
پس در ختام کلام می گویم که: ای خواننده ی محترم! به خود شکّ و دودلی راه مده و بعد مطالعۀ روایات منقوله از شیعه و سنّی مبنی بر این که فاطمه سلام الله علیها بر شیخین خشمناک بود و به کفر و الحاد آنان حکم نمود در حالتی که مقرّ به پیشوایی و فرمانبرداری از اوامر آنان نبود؛ دل محکم دار. ( در «صحیح بخاری» (ج 5، ص 177، چاپ مصر) از عایشه نقل شده است که: «فاطمه را یافتم درحالیکه با ابوبکر به کلامی زبان نگشود، تا این که بدرود حیات گفت» و در شرح «نهج البلاغه» ابن ابی الحدید(ج 6، ص 50) آمده است: «گفتار سقیم و سخن صحیح در نزد من آن است که فاطمه بدرود حیات گفت، حال آنکه بر عمر و ابوبکر خشمناک بود و وصیت نمود تا آن دو بر جنازۀ نماز نگزارند.»)
حقیقت امر آن است که فاطمه علیها السلام حالت اعراض و روی گردانی از آنان را پیشۀ خود نموده بود تا این که به جوار رحمت حق شتافت.با وجود این اوصاف، اگر کسی افرار به حقّانیّت خلافت ابوبکر داشته باشد چاره ای این نداریم که بگوییم، نعوذبالله، فاطمه علیها السلام به مرگ جاهلیت بدرود حیات گفته است. فاطمه ای که بانوی بانوان جهان است و خداوند او را به واسطۀ آیۀ تطهیر از هر گونه زشتی و گناه برکنار داشته است و پیامبر خدا در شأن او چنان مطالب ستایشگرانه ای را بر زبان رانده، که در صفحات پیشین شمّه ای از این گونه سخنان درج گردید. لهذا، ما گمان نمی کنیم که هیچ زندیق و ملحدی قایل به این گفتارشنیع باشد.7
علّامه محمد حسن مظفّر در پاسخ به اشکال قاضی روزبهان چنین گوید:
و اما این که او می پندارد خشم حضرت زهرا سلام الله علیها بر ابوبکر از عوارض خلق و خوی بشری است و ملخّص کلامش این است که این خشم بر ابوبکر یک خشم مردود می باشد و خارج از خشمی است که پیامبر خدا فرمود: «بدرستی که خدا به خشم تو خشمناک و به خشنودی ات خشنود می گردد» درست نیست، زیرا با این قید گفتار پیامبر این گونه معنا و مفهوم میابد که: «خدا به خشم فاطمه خشمناک می گردد؛ البته زمانی که این خشم به حق و در جهت مصالح دینی باشد» و در این صورت حدیث مبیّن فضیلتی برای حضرت زهرا سلام الله علیها نمی باشد؛ زیرا هر مؤمنی اگر به جهت مصالح دینی به خشم آید، خداوند هم خشمناک خواهد شد. پس این حدیث زمانی با موارین عقل و منطق مطابقت دارد که بگوییم فاطمه علیها السلام به خشم نمی آید مگر از روی حق، کما این که مطلق آمدن خشم در حدیث نبوی شریف دلالت بر این امر دارد.8
 
و حال آنکه خداوند متعال می فرماید:
«إِنَّ الَّذِینَ یُؤذُونَ اللهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللهُ فِی الدُّنیَا وَ الأَخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُم عَذَابًا مُهِینًا»9
همانا آنان که خدا و رسولش را می آزارند، خداوند آنان را در دنیا و آخرت لعنت کرده و برایشان عذابی خوارکننده فراهم آورده است.
 
...
 
 
 
 
 
 
1- و کجا دست آدمی به ثریا می رسد.و 2-آلوسی: تفسیر روح المعانی، ج 3، ص 155
3-بدان جهت فرمود «جهان خویش»، که جهان او از جهان حضرت مریم برتر است.
4-زینی دحلان: السّیرة الحلبیة، ج 2، ص 6
5-صحیح البخاری، چاپ مصر، ج 5، ص 26، باب لافضایل [و] سیوطی: جامع الصغیر، ص 269
6-صحیح مسلم، ج 7، ص 141، باب الفضایل
7-مجلسی: بحارالانوار، ج 8، ص 129، چاپ کمپانی
8-مظفر: دلایل الصّدق، ج 3، ص 73
9-احزاب، 33: 58
10-ابن شهر آشوب: المناقب [و] مجلسی: بحارالانوار، ج 43، ص 44
11-متقی هندی: کنزالعمال، ج 6، ص 93
12-امین: المجالس السنیة، ج 2، جزء 5، ص 63
 

 

ارسال توسط طرید 313
آرشیو مطالب
لینک ها

مقتدر مظلوم

نوای آنلاین